صبح جمعه با گوشه؛ من دردِ تو را زِ دست آسان ندهم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:35
انسان وقتی بخواهد در دردی که نمیتواند ببیند، شرکت کند، در چه ناتوانی عمیقی غرق میشود. هیچکس رنج را مستقیم انتخاب نمیکند. شادی همیشه در معرض تهدید است و درد و رنج هرگز نمیمیرد و میتواند به موقع بیدار شود. انسان که قادر نیست مدت درازی رنج بکشد یا حتی خوشبخت بماند. در همین زوال و نیستی است که احتمالا ب...
صبح جمعه با گوشه: رد زمان را گم کردهام - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:35
عشق منرد زمان را گم کردهامچه ماهی است؟پاییز است؟یا بهار؟ * صبح جمعه با گوشه شماره ۲۴۶ را در ساندکلاود گوشه بشنوید: از کتاب عاشقانههای ژاپنی، ترجمه: عباس مخبر*نقاشی: شیباتا زشین، نقاش ژاپنی
صبح جمعه با گوشه؛ گر تو را خاطر ما نیست، خیالت بفرست - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:35
راهها هنوز سر جایشان هستند؛ خالی. تو دیگر در این راهها نیستی. من هنوز زندهام. در حاشیهام. هنوز هم آدمها را تماشا میکنم و دنبال شباهتهایی میگردم با تو.در این زندگی هیچچیز بسته به ما نیست. برای از دست دادن چیزی اول باید صاحب آن بود. ما هیچوقت در زندگی صاحب چیزی نیستیم و هیچوقت هم چیزی را از دست نمیدهی...
صبح جمعه با گوشه؛ گاهی وقتها دوست دارم دراز بکشم و هيچ نگويم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:35
زمین از خاموشی بیرون دویده است. همه ما از روز نخست میدانستیم مه در تمام این سالها از فرهنگ لغت تراویده است. ولی باز شک میکردیم، پردهها را کنار میزدیم حرمت درختان را نمیدیدیم و در میان باران میدویدیم. جرات دیگری هم داشتیم دو نفر را در دو شهر یا در دو پایتخت دوست داشتیم. اولی را در اتاق نمیبوسیدیم که ...
صبح جمعه با گوشه؛ موسیقی کلاسیک و رابطهٔ عشق و نفرت با خانواده - تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 23:30
تیتر این هفته شبیه برنامههای آبکی تلویزیونی شد که مثلا دکتر تیمور ِ لنگ نامی، در آن برای بینندگان از راههای جلوگیری و درمانِ لَنگی میگوید و لابهلا، کِرِم ِ معجزهگر تیمور ۲ را هم برای درمان قطعی لنگی، با ارسال یک شماره به یک شماره تلفن، در خانه
صبح جمعه با گوشه؛ اعتیاد به توجه - تاریخ: 1396/7/16 ساعت: 1:08
در فیلمی آبکی، مرد جاافتادهای به دختر جانیفتادهای میگوید: نسل شما معتادِ توجهه.دختر جواب میدهد:میدونم. انگار با اینکه توی هیچی هم خوب نیستیم، همهمون میخواهیم مشهور بشیم. آدمهایی از نسل قدیم ما با آنکه جفا دیدند و قدر ندیدند، با آثارشان ماندگار شدند. تک و توکی هم تصمیم گرفتند با بدگویی از دوستان و هم...
صبح جمعه با گوشه؛ بین دو درخت و دو کودک - تاریخ: 1396/7/16 ساعت: 1:08
زندگی ِ فیلمسازی که تمام فیلمهای -بلندش- بین دو درخت و دو کودک قرار میگیرد، آدم را یاد این جمله میاندازد: دایره، تا به اوّل ِ خود نرسد، تمام نشود. هرچیز که به اوّل ِ خود رسید، به نهایت رسید. نهایت ِ هرچیز، بلوغ است و غایت ِ هرچیز، آزادی است. انسان کامل، عزیزالدین نسفی اولین صحنهٔ اولین فیلمش، تصویر ...
صبح جمعه با گوشه؛ اینجا ملالت نگنجد - تاریخ: 1396/6/17 ساعت: 16:22
ملال همواره به نوعی با انسان همراه بوده است. کییر کگور میگوید «خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. آدم از تنهایی ملول بود و بنابراین حوا را خلق کردند. از آن زمان ملال وارد جهان شد و درست به همان نسبتی که جمعیت رشد میکرد ملال نیز بیشتر میشد».ملال، مردم را از درون میخورَدو همچون غبار، بیآنک...
۱۲۷۶۲ - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 5:08
در بیست یا سی سالگی، بعضی از ما ممکن است «خود» را قربانی چیزی یا دیگریای یا وهمی و خیالی و «عشقی و دردی و خارخاری و تقاضایی»* و هوسی و نفَسی و استثنایی و اقتضایی و ثناگویی و جادویی و رویایی و زناشوئیای و رسوائیای و جداییای و داراییای و ماجرائی و اندام مانکنیای وسیکسپَکی و چهوچهای کنیم. شاید یک دهه ب...
صبح جمعه با گوشه؛ شبی چنان دراز وجود ندارد که روز را درنیابد - تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:49
در دنیا همهچیز میتواند قسمتی از متعلقات ما باشد، اما حقیقت را نمیتوان مالک شد. افکار را میتوان مالک شد، اشیا را هم میتوان صاحب شد، اما حقیقت جزيی است از وجود که میتوان به آن تبدیل شد، اما نمیتوان تصاحبش کرد.* این تمایل انسانهاست که سعی میکنند، چیزی را که دارند به کسی که ندارد نمایش بدهند. وقتی داری،...
صبح جمعه با گوشه؛ همه میفروشیم و فروخته میشویم - تاریخ: 1396/5/21 ساعت: 1:11
همه ما در نقطهٔ بیبازگشتی از زندگی، معصویتمان را از دست میدهیم و بعد از این نقطه تبدیل به آدمهای دیگری میشویم، ممکن است این نقطه لحظهای باشد که کسی را میفروشیم یا حتی زمانی که فروخته میشویم و خشونت و رنج زندگی، توی صورتمان میخورَد. فریدریش شیلر فیلسوف آلمانی -در آلمان چه خبر بوده که اینهم
صبح جمعه با گوشه؛ بُحران ِ میانسالی ِ شادی داشته باشید - تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 5:53
ما خیلی دیر و احتمالاً در میانسالی، حوالی همان سنی که میگویند «انسان به پختگی میرسد» -میرسد واقعاً؟- و پیامبران به پیامبری، اگر هنوز کمی از سلامت و استقلال مغز فسونپیشهمان را از شر وسوسهها و رنگ و لعابهای فریبنده و در روزگار ما، اَبَرصنعت ِ رسانه و سرگرمی، حفظ کرده باشیم، آرام آرام میتوانیم
صبح جمعه با گوشه: در آفتاب ظهر مرداد برای گوشهایم آواز بخوان - تاریخ: 1396/5/6 ساعت: 12:11
داشتم فکر میکردم دربارهٔ اینکه خیلی چیزها اینروزها برایم معنایی ندارند و البته به یأس و افسردگی، ربط ندارد، اما … ادامهٔ نوشته » نوشتههای شاید مشابه: صبح جمعه با گوشه: تهران مال ماست، اما جای ما نیست صبح جمعه با گوشه؛ گاهی به یاد من باش صبح جم
صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم - تاریخ: 1396/4/31 ساعت: 12:47
مراسم تمام شده بود و زن همهجا را گشته بود. چندتایی یادداشت و لیست خرید و قبضهای کهنه هم چیز خاصی نداشتند. نامهای، نشانهای، دستخطی، وصیتی، شِکوهای، شکایتی یا ابراز علاقهای به کسی یا چیزی پیدا نکرد.یک روز در خبرها خواند که «بستگان کسی که مُرده، با شرایطی میتوانند به ایمیلش دسترسی پیدا کنند». مد
صبح جمعه با گوشه: در جهان صدايی زيباتر از صدای او نيست - تاریخ: 1396/4/25 ساعت: 1:38
يک شب هلن پرسيد: اين چيست؟يک قفس.يک قفس؟بله.به چه درد میخورَد؟آن را پُر از پرنده میکنی. هر چه بيشتر، و روزی که اتفاق سعادتآميزی برايت اُفتاد، درش را باز میکنی. باز ِ باز، و پرواز آنها را نظاره میکنی. آهنگهای صبح جمعه با گوشه شماره ۲۲۷ را در ساوندکلاد گوشه بشنوید: تیتر و نوشته از کتاب »ابريشم»
صبح جمعه با گوشه؛ راه، خود با تو خواهد گفت - تاریخ: 1396/4/20 ساعت: 15:08
«اغلب ما درنمییابیم در پشت سرِ یک آدم تأثیرگذار – مثلاً هنرمندی که در حافظهٔ دنیا باقی میماند (بهتر بگویم در درونِ او) – دریایی از تجربههای ویژه و عمیق، سلوک روحی، زندگیهایی که کرد، اطلاعات و داناییها و دیدهوریهایی گرد آمدهاند؛ یک تربیت خاص برای آنکه با تأمل و انصاف و رها از القائات سطحی و
صبح جمعه با گوشه؛ موسیقی ِ خالی همراه با لذتu200fu200f - تاریخ: 1396/4/11 ساعت: 16:57
«لذت» با نام اپیکور حکیم یونانی گره خورده و اغلب به اشتباه، برداشتی سطحی از لذت را به نام او و یارانش وصل میکنند. هنوز هم مجلههای زیادی، عکسهای پر زرق و برق از ترکیبی از خانه و قایق و بیکینی الماسنشان و غذاهای گران و چه و چه را به نام «سبک زندگی ابیقوری یا عیاشانه Epicurean» به خورد مردم میدهند
زَن: یک روایت خودمانی - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:20
ناتالی انجیِـر Natalie Angier نویسندهٔ کتاب «زن: یک روایت خودمانی» آن را کتابی شخصی در ستایش بدن زن، آناتومی، شیمی و تکامل (فرگشت) آن، با کمی چاشنی طنز، معرفی کرده است. خانم انجیِـر نویسنده مطالب علمیست اما از زبان علمی و پیچیدهای در متن این کتاب استفاده نکرده و در نوزده بخش کتاب، مطالب پزشکی و زی
مشهور شدن در روزگار سردرگـــُمی - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:20
این جملههای آشنا، نکتهٔ مشترکی دارند؛ انسان زادهٔ شرایط نیست. شرایط، زاییدهٔ انسان است. – بنجامین دیزرائیلی شرق و غرب نسبت به هم بیاعتمادند نه به این خاطر که مسلًح هستند؛ مسلًحند چون به هم اعتماد ندارند. – رونالد ریگان جهان با روسیهٔ بسیار متفاوتی نسبت به سال ۱۹۹۱ روبروست. روسیه هم، مثل همه ک
صبح جمعه با گوشه: عشق ما بیپایان و شبهامان اندکاند - تاریخ: 1396/4/2 ساعت: 23:20
عشقهای ما بیپایان و شبهامان اندکاند چه بیرحمانه است صدای فاخته در صبحدم شما را نمیدانم اما من و احتمالاً شماری از اعضای فرقه #گوشه هر از چندگاهی یاد خاطرات عصر پارینهسنگی خود میافتیم و یادمان میآید بچه که بودیم، تلویزیونمان (مال بعضیها هنوز سیاه و سفید) سریالها و یا فیلمهایی از ژاپن نش

برچسب‌های مرتبط

دوره آموزشی مدیریت پروژه | دوره آموزشی مدیریت | دوره آموزشی مدیریت منابع انسانی | دوره آموزشی مدیریت استراتژیک | دوره آموزشی مدیریت زمان | دوره آموزشی آشنایی با بورس | دوره آموزشی آشنایی با مواد مخدر | دوره آموزشی آشنایی با سازمان تجارت جهانی | دوره های آموزشی آشنایی با بورس | دوره های آموزشی