صبح جمعه با گوشه؛ هنوز حسرت پیراهن تو در تن من است
-
تاریخ: 1397/3/20 ساعت: 23:45
هنوز حسرت پیراهن تو در تن من است نگاه کن که چگونه چین میخورم و چروک میشوم چین میخورم و چروک میشوم دارد کمکم بیشتر سردم میشود پیراهنت را بده من بپوشم آهنگهای جمعهٔ ۲۶۶ در ساندکلاد گوشه:[embedded content] حسن شکر بیگی نوشتههای شاید مشابه:
صبح جمعه با گوشهٔ گذشته؛ پذیرایی خُشک و خالی
-
تاریخ: 1397/3/20 ساعت: 23:45
جمعه، گذشته و «صبح جمعه با گوشهٔ» ازیاد رفته و بیات، به چه درد میخورَد؟ آمدم آب و روغن موتور گوشه را چک کنم که دیدم آمار بازدید سایت، مثل گذشته، در شب و روز جمعه، بالا رفته و انگار خلقی به هوای شنیدن صبح جمعهای دیگر، به گوشه آمدهاند و دست خالی رفتهاند. فیالحال، متن جاننوازی از «رساله موران» شهابالدی...
صبح جمعه با گوشه؛ شاید تاریکی، روشنایی شود
-
تاریخ: 1397/3/11 ساعت: 21:04
سالها طول کشید تا بوسنیاییها فهمیدند اروپا آن چیزی نیست که آنها فکر میکردند، و تازه پس از آنکه اروپایی هیچکس نباید به دلیل دلبستگیهای معمولی «اشتباهش» یا رنگ «عوضی» چشمهایش کشته شود. اما تراژدی بزرگتری است، اگر آدمها را صرفا به خاطر آن چیزی که نیستند، قتلعام کنند. این دقیقا همان سرنوشت هولناکی است ک...
صبح جمعه با گوشه: این برادر شما دیگر از شمردن خسته شده
-
تاریخ: 1397/2/5 ساعت: 14:28
لوون هفتوان این هفته درگذشت. برای همین، این جمعهٔ اوست. در برنامه تلویزیونی که از او دیدم، به فیلم قدیمی ارمنی از دهه ۶۰ میلادی اشاره کرد؛ «اشکهای خوشبختی»:[embedded content] این آهنگ با همان اسم از همان فیلم است که در یوتیوب یافتم:[embedded content] وقتی پدر سر حال بوددر باغ بزرگ مادربزرگ در اصفهان...
صبح جمعه با گوشه؛ درخت زندگی به ناگاه خشک میشود
-
تاریخ: 1397/2/5 ساعت: 14:28
هنگامی که تاریخ در خدمت زندگی گذشته قرار گیرد، یعنی ادای چیزی را درآوَرد که میخواهد به زندگی ادامه دهد، از جمله حیات برتر؛ هنگامی که بینش تاریخی به جای حفظ زندگی، آن را مومیایی کند، درخت زندگی به ناگاه خشک میشود. از نوک برگها تا ریشه، و اغلب خود ریشه نیز میمیرد.بنابراین انسان مدرن که دیگر سبک و روش ...
صبح جمعه با گوشه؛ دیوانهای باید، تا راه را به شما نشان دهد
-
تاریخ: 1397/2/5 ساعت: 14:28
دو سال پیش این آهنگها را جمع کردم که در جمعهای از جمعههای این گوشهٔ بیگوشه، با متن آبدوغ خیاری دربارهٔ «خنده» به ناف خلق زحمتکش ببندم؛ راستش دنیا آن موقع هم تعریفی نداشت ولی انصافا تا این حد هم تخممرغی نشده بود که «تنها دموکراسی خاورمیانه» را رسماً کنار «تنها سوئیس خاورمیانه»* بگذارد.متن آهنگهای این...
صبح جمعه با گوشه؛ زندگی لیلیست، مجنونانه باید زیستن
-
تاریخ: 1397/2/5 ساعت: 14:28
این هفته، بیکاری از بیکاران پرشمار عالم، سایت بیچارهٔ گوشه را هک کرد و برای همین، ظاهر ما کمی چپ و چوله است در این جمعهای که میلیاردها انسان، منتظر و معطل شنیدن آهنگهای این صبح جمعه با گوشه هستند. بشنوید آهنگهای جمعهٔ دویستوشصتوسوم را در ساوندکلاد گوشه، که شاید عنقریب، اثری از آثار ما در جهان باقی ن...
جمعه سعدی؛ خَبرت خَرابتر کرد جراحت جُدایی
-
تاریخ: 1397/2/5 ساعت: 14:28
یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم به علت آن اختیار آمده است غالب اوقات که در سخن نیک و بد اتفاق افتد، و دیده دشمنان جز بر بدی نمیآید.گفت: دشمن آن به که نیکی نبیند. اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی است. برای ما که آنقدر دچار نسیان شدهایم که یادی هم از او و بوستان و گلستانش نمیکنیم، شاید همین یک رو...
صبح جمعه با گوشه: تو اصلاً چه را به یاد داری جز درخت و آسمان و دردت را
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 1:50
مرا به یاد داری آیا، انگار فرو رفته باشی در صندلی گردان و بیقواره دستور بدهی قرصهام را بیار دندانهام را بیار مشتی ستاره و لکلک بیار طناب را بیار فندک را بیار کلیدم را بیار شکلاتام را بیار شیپورم را بیار شکوهام را بیار بالام را بیار مبارزم را بیار گورم را بیار برو حالا برو برو برو برو در را کامل نبند...
صبح جمعه با گوشه: این برادر شما دیگر از شمردن خسته شده
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 1:50
لوون هفتوان این هفته درگذشت. برای همین، این جمعهٔ اوست. در برنامه تلویزیونی که از او دیدم، به فیلم قدیمی ارمنی از دهه ۶۰ میلادی اشاره کرد؛ «اشکهای خوشبختی»:[embedded content] این آهنگ با همان اسم از همان فیلم است که در یوتیوب یافتم:[embedded content] وقتی پدر سر حال بود در باغ بزرگ مادربزرگ در اصفها...
صبح جمعه با گوشه؛ درخت زندگی به ناگاه خشک میشود
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 1:50
هنگامی که تاریخ در خدمت زندگی گذشته قرار گیرد، یعنی ادای چیزی را درآوَرد که میخواهد به زندگی ادامه دهد، از جمله حیات برتر؛ هنگامی که بینش تاریخی به جای حفظ زندگی، آن را مومیایی کند، درخت زندگی به ناگاه خشک میشود. از نوک برگها تا ریشه، و اغلب خود ریشه نیز میمیرد. بنابراین انسان مدرن که دیگر سبک و روش...
صبح جمعه با گوشه؛ دیوانهای باید، تا راه را به شما نشان دهد
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 1:50
دو سال پیش این آهنگها را جمع کردم که در جمعهای از جمعههای این گوشهٔ بیگوشه، با متن آبدوغ خیاری دربارهٔ «خنده» به ناف خلق زحمتکش ببندم؛ راستش دنیا آن موقع هم تعریفی نداشت ولی انصافا تا این حد هم تخممرغی نشده بود که «تنها دموکراسی خاورمیانه» را رسماً کنار «تنها سوئیس خاورمیانه»* بگذارد. متن آهنگهای ای...
صبح جمعه با گوشه؛ زندگی لیلیست، مجنونانه باید زیستن
-
تاریخ: 1397/1/23 ساعت: 1:50
این هفته، بیکاری از بیکاران پرشمار عالم، سایت بیچارهٔ گوشه را هک کرد و برای همین، ظاهر ما کمی چپ و چوله است در این جمعهای که میلیاردها انسان، منتظر و معطل شنیدن آهنگهای این صبح جمعه با گوشه هستند. بشنوید آهنگهای جمعهٔ دویستوشصتوسوم را در ساوندکلاد گوشه، که شاید عنقریب، اثری از آثار ما در جهان باقی ن...
صبح جمعه با گوشه؛ مردن به عاشق شدن میماند
-
تاریخ: 1396/11/22 ساعت: 6:22
مردن به عاشقشدن میماند. آدم ناپدید میشود و دیگر خبری از خود نمیدهدوقتی شک میکنم، قلبم از یک تمشک، حساستر است. وقتی به تو اعتماد میکنم، قلبم از الماس هم سختتر است. آهنگهای جمعهٔ دویستوپنجاهوپنجم: تیتر و متن از «مسیح در شقایق»/کریستیان بوبن/نگار صدقینقاشی Marc Chagall-Lovers in Pink-1916 شریک شوید:
صبح جمعه با گوشه؛ اتاق نقش و نور-۱
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 0:37
پنج سال پیش در همچین روزهایی، گوشه را ساختیم، که هنوز نفسی میکشد.این خطخطیها را از زندگی خانوادهای که آنها در خانهشان، اتاقی به نام «سانروم یا نقش و نور» ساخته بودند بخوانید و آهنگهای جمعهٔ دویست و پنجاهم را بشنوید؛ تا هفتههای بعد که شاید مجالی برای ادامهدادن این خطخطیهای پراکنده، و آشنایی ِ بیشتر ب...
صبح جمعه با گوشه؛ نباید جستوجو کرد، باید منتظر ماند
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 0:37
چشم، در کل سطحی است گوش، عمیق و شهودی. سوت قطار تصویر کاملی از ایستگاه راهآهن را در ذهن مجسم میکند. آن چیزی را قابل مشاهده کن که بدون کار تو، احتمالا هرگز به چشم نمیآمد.اگر چشم کاملا پیروز شود، هیچچیز به گوش نمیبخشد. آدم نمیتواند در عین حال هم چشم باشد و هم کاملا گوش.* صبح جمعه با گوشه شماره ۲۵۱ را ...
صبح جمعه با گوشه: دیگر عشق به آزادی چندان هم طبیعی نمینماید
-
تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 0:37
سنجیده نیست که بخواهم مردمان را تکان دهم، زیرا دیریست که از هوش رفتهاند و همین که دیگر از درد خود آگاه نیستند، نشان میدهد که بیماریشان کشنده است. پس بیایید ببینیم آیا میتوان پی بُرد چگونه این میل کهنه به بندگی چنین ژرف ریشه دوانده که اکنون دیگر عشق به آزادی چندان هم طبیعی نمینماید؟ * صبح جمعه با گوش...
صبح جمعه با گوشه؛ ما برگهایی که خشخش میکنیم صدایی داریم که به توفانها جواب میدهد
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 9:46
تو آنی که به چشمت نمیآید. چیزی که میبینی سایه توست. آنها که فانوسشان را پشت سرشان میبرند، سایههاشان پیش پایشان میافتد.ما برگهایی که خشخش میکنیم صدایی داریم که به توفانها جواب میدهد.* صبح جمعه با گوشه شماره ۲۵۲ را در ساندکلاود گوشه بشنوید: * از کتاب مرغان آواره، رابیندرانات تاگور، ترجمه: م. پاشایی نق...
صبح جمعه با گوشه؛ یک ساعت دیگر میبینمت
-
تاریخ: 1396/11/4 ساعت: 9:46
با صدایت از خواب پریدم. کجا بودی؟ صدایت از کجا میآمد؟ بلند شدم، چرخیدم، صدایت ضعیف و قوی میشد. کمی به چپ، کمی به راست، یک جهت بود که صدایت از همه جهتها قویتر بود. گرفتم آمدم. پیاده، سوار، خواب، بیدار. دم غروب، سر صبح. تیر، بهمن. چه بیاختیار میآمدم. چه ناگهان رسیدم. کجایی؟ صدایت نزدیکتر شده. اینجا که...
صبح جمعه با گوشه؛ ﺍﺯ ﭘﺲ ﺩﯾﻮﺍﺭﻫﺎﯼ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﻫﯿﭻ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺯﺍﺭﯼ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻥ ﺷﻨﯿﺪ
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 0:35
روزها و هفتههایی هست که ملت، دستهجمعی حالش خوب نیست، حال کسی روبهراه نیست و چیز زیادی کمک نمیکند و آدم دلش میخواهد در و پنجرهٔ وجودش را به روی جهان ببندد و نمیتواند…. پنجرهی مهتابی را بستهامچرا که نمیخواهم زاریها را بشنوم.با این همه، از پس دیوارهای خاکسترهیچ به جز زاری نمیتوان شنید.فرشتهگانی که آواز...