وب دونی

متن مرتبط با «دوره های آموزشی فنی حرفه ای» در سایت وب دونی نوشته شده است

صبح جمعه با گوشه؛ آهنگهای شاد برای اهلش

  • نیلوبلاگ

    کدام گفتوگویی است که نشود آنرا با «خلق الانسان فی کبد»* شروع یا تمام کرد؟ از قول فیلمسازی نوشته بودیم که؛ مردمان شاد مرا میرنجانند و نمیتوانم مدت طولانی در کنار آنها باشم. مردمان شاد عموما با فقد...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ جَز، مناسب برای جنایت در آشپزخانه

  • نیلوبلاگ

    در جمعه,ٔ ۲۷۸ام جَز بشنویم و در آشپزخانه, جنایت, کنیم.با بخشی از مقالهٔ « جنایت, در آشپزخانه,». آهنگهای صبح جمعه, با گوشه ۲۷۸ام در ساندکلاد گوشه: نان ما ظاهر و جسم و عطر مناسب, را ندارد؛ اسفنج ِ پنبهمانندی ...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ چون از تاریکی به روشنایی آمدم، به تاریکی باز نروم

  • نیلوبلاگ

    با حکایتی درباره حبس بزرگمهر حکیم در دربار انوشیروان و راز و رمزش در تحمل دو سال ظلم، گرسنگی و شکنجه در زندان، موسیقیهایی بشنویم در دویستوهفتادودومین صبح جمعه با گوشه…. چنان خواندم که بزرجمهر (بزرگ...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشهٔ گذشته؛ پذیرایی خُشک و خالی

  • نیلوبلاگ

    جمعه، گذشته و «صبح جمعه با گوشهٔ» ازیاد رفته و بیات، به چه درد میخورَد؟ آمدم آب و روغن موتور گوشه را چک کنم که دیدم آمار بازدید سایت، مثل گذشته، در شب و روز جمعه، بالا رفته و انگار خلقی به هوای شنیدن صبح جمعهای دیگر، به گوشه آمدهاند و دست خالی رفتهاند. فیالحال، متن جاننوازی از «رساله موران» شهابالدین سهروردی را گذاشتم توی سینی گوشه و با چندتایی آهنگ «...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ شاید تاریکی، روشنایی شود

  • نیلوبلاگ

    سالها طول کشید تا بوسنیاییها فهمیدند اروپا آن چیزی نیست که آنها فکر میکردند، و تازه پس از آنکه اروپایی هیچکس نباید به دلیل دلبستگیهای معمولی «اشتباهش» یا رنگ «عوضی» چشمهایش کشته شود. اما تراژدی بزرگتری است، اگر آدمها را صرفا به خاطر آن چیزی که نیستند، قتلعام کنند. این دقیقا همان سرنوشت هولناکی است که بر سر بوسنیاییها آمده است. آنها را در همان آغاز...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه: این برادر شما دیگر از شمردن خسته شده

  • نیلوبلاگ

    لوون هفتوان این هفته درگذشت. برای همین، این جمعهٔ اوست. در برنامه تلویزیونی که از اودیدم، به فیلم قدیمی ارمنی از دهه ۶۰ میلادی اشاره کرد؛ «اشکهای خوشبختی»:[embedded content] این آهنگ با همان اسم از همان فیلم است که در یوتیوب یافتم:[embedded content] وقتی پدر سر حال بوددر باغ بزرگ مادربزرگ در اصفهانبا من و برادر کوچکمقایمباشک بازی میکردیم ساکو بهتر از همه...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ دیوانهای باید، تا راه را به شما نشان دهد

  • نیلوبلاگ

    دو سال پیش این آهنگها را جمع کردم که در جمعهای از جمعههای این گوشهٔ بیگوشه، با متن آبدوغ خیاری دربارهٔ «خنده» به ناف خلق زحمتکش ببندم؛ راستش دنیا آن موقع هم تعریفی نداشت ولی انصافا تا این حد هم تخممرغی نشده بود که «تنها دموکراسی خاورمیانه» را رسماً کنار «تنها سوئیس خاورمیانه»* بگذارد.متن آهنگهای این هفته، مناسب حال و احوال قَر و قاطی ِ روزگار ماست. بب...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ زندگی لیلیست، مجنونانه باید زیستن

  • نیلوبلاگ

    این هفته، بیکاری از بیکاران پرشمار عالم، سایت بیچارهٔ گوشه را هک کرد و برای همین، ظاهر ما کمی چپ و چوله است در این جمعهای که میلیاردها انسان، منتظر و معطل شنیدن آهنگهای این صبح جمعه با گوشه هستند. بشنوید آهنگهای جمعهٔ دویستوشصتوسوم را در ساوندکلاد گوشه، که شاید عنقریب، اثری از آثار ما در جهان باقی نمانَد که البته آب هم از آب تکان نخواهد خورد، در دنی...

    ادامه مطلب
  • جمعه سعدی؛ خَبرت خَرابتر کرد جراحت جُدایی

  • نیلوبلاگ

    یکی را از دوستان گفتم امتناع سخن گفتنم به علت آن اختیار آمده است غالب اوقات که در سخن نیک و بد اتفاق افتد، و دیده دشمنان جز بر بدی نمیآید.گفت: دشمن آن به که نیکی نبیند. اول اردیبهشت روز بزرگداشت سعدی است. برای ما که آنقدر دچار نسیان شدهایم که یادی هم از او و بوستان و گلستانش نمیکنیم، شاید همین یک روز اردیبهشتی، غنیمت باشد؛ «که چه بسا لذت همواره از چیزهای...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه: این برادر شما دیگر از شمردن خسته شده

  • نیلوبلاگ

    لوون هفتوان این هفته درگذشت. برای همین، این جمعهٔ اوست. در برنامه تلویزیونی که از اودیدم، به فیلم قدیمی ارمنی از دهه ۶۰ میلادی اشاره کرد؛ «اشکهای خوشبختی»:[embedded content] این آهنگ با همان اسم از همان فیلم است که در یوتیوب یافتم:[embedded content] وقتی پدر سر حال بود در باغ بزرگ مادربزرگ در اصفهان با من و برادر کوچکم قایمباشک بازی میکردیم ساکو بهتر از...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ دیوانهای باید، تا راه را به شما نشان دهد

  • نیلوبلاگ

    دو سال پیش این آهنگها را جمع کردم که در جمعهای از جمعههای این گوشهٔ بیگوشه، با متن آبدوغ خیاری دربارهٔ «خنده» به ناف خلق زحمتکش ببندم؛ راستش دنیا آن موقع هم تعریفی نداشت ولی انصافا تا این حد هم تخممرغی نشده بود که «تنها دموکراسی خاورمیانه» را رسماً کنار «تنها سوئیس خاورمیانه»* بگذارد. متن آهنگهای این هفته، مناسب حال و احوال قَر و قاطی ِ روزگار ماست. ب...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ زندگی لیلیست، مجنونانه باید زیستن

  • نیلوبلاگ

    این هفته، بیکاری از بیکاران پرشمار عالم، سایت بیچارهٔ گوشه را هک کرد و برای همین، ظاهر ما کمی چپ و چوله است در این جمعهای که میلیاردها انسان، منتظر و معطل شنیدن آهنگهای این صبح جمعه با گوشه هستند. بشنوید آهنگهای جمعهٔ دویستوشصتوسوم را در ساوندکلاد گوشه، که شاید عنقریب، اثری از آثار ما در جهان باقی نمانَد که البته آب هم از آب تکان نخواهد خورد، در دنی...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ نباید جستوجو کرد، باید منتظر ماند

  • نیلوبلاگ

    چشم، در کل سطحی است گوش، عمیق و شهودی. سوت قطار تصویر کاملی از ایستگاه راهآهن را در ذهن مجسم میکند. آن چیزی را قابل مشاهده کن که بدون کار تو، احتمالا هرگز به چشم نمیآمد.اگر چشم کاملا پیروز شود، هیچچیز به گوش نمیبخشد. آدم نمیتواند در عین حال هم چشم باشد و هم کاملا گوش.* صبح جمعه با گوشه شماره ۲۵۱ را در ساندکلاود گوشه بشنوید: تیتر: ژان باتیست کورو عکس: برسون در کارگردانی ِ فیلم «ناگهان بالتازار»۱۹۶۶ *بخشی از کتاب یادداشتهایی دربارهٔ سینماتوگرافی، روبر برسون، ترجمه؛ علیاکبر علیزاد/ماکان/۱۳۸۹ شریک شوید: ...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه: دیگر عشق به آزادی چندان هم طبیعی نمینماید

  • نیلوبلاگ

    سنجیده نیست که بخواهم مردمان را تکان دهم، زیرا دیریست که از هوش رفتهاند و همین که دیگر از درد خود آگاه نیستند، نشان میدهد که بیماریشان کشنده است. پس بیایید ببینیم آیا میتوان پی بُرد چگونه این میل کهنه به بندگی چنین ژرف ریشه دوانده که اکنون دیگر عشق به آزادی چندان هم طبیعی نمینماید؟ * صبح جمعه با گوشه ۲۵۴ را در ساندکلاود گوشه بشنوید: *متن از کتاب «گفتار در بندگی خودخواسته»نویسنده: اتیین دولا بوئسیمترجم: لاله قدکپور عکس: مرد در مهتاب، تیم گاردنر شریک شوید: ...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ ما برگهایی که خشخش میکنیم صدایی داریم که به توفانها جواب میدهد

  • نیلوبلاگ

    تو آنی که به چشمت نمیآید. چیزی که میبینی سایه توست. آنها که فانوسشان را پشت سرشان میبرند، سایههاشان پیش پایشان میافتد.ما برگهایی که خشخش میکنیم صدایی داریم که به توفانها جواب میدهد.* صبح جمعه با گوشه شماره ۲۵۲ را در ساندکلاود گوشه بشنوید: * از کتاب مرغان آواره، رابیندرانات تاگور، ترجمه: م. پاشایی نقاشی: پرتره یک زن، تاگور شریک شوید: ...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ اینجا ملالت نگنجد

  • نیلوبلاگ

    ملال همواره به نوعی با انسان همراه بوده است. کییر کگور میگوید «خدایان ملول بودند و بنابراین انسان را آفریدند. آدم از تنهایی ملول بود و بنابراین حوا را خلق کردند. از آن زمان ملال وارد جهان شد و درست به همان نسبتی که جمعیت رشد میکرد ملال نیز بیشتر میشد».ملال، مردم را از درون میخورَدو همچون غبار، بیآنکه ببینیم میآید و میروَد و همچون خاکستر بر دست و چهرهمان مینشیند.برخی ملال را ریشهٔ تمام شَ...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه: در آفتاب ظهر مرداد برای گوشهایم آواز بخوان

  • نیلوبلاگ

    داشتم فکر میکردم دربارهٔ اینکه خیلی چیزها اینروزها برایم معنایی ندارند و البته به یأس و افسردگی، ربط ندارد، اما … ادامهٔ نوشته » نوشتههای شاید مشابه: صبح جمعه با گوشه: تهران مال ماست، اما جای ما نیست صبح جمعه با گوشه؛ گاهی به یاد من باش صبح جم...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه؛ آوازهایی که باید روزی بخوانم

  • نیلوبلاگ

    مراسم تمام شده بود و زن همهجا را گشته بود. چندتایی یادداشت و لیست خرید و قبضهای کهنه هم چیز خاصی نداشتند. نامهای، نشانهای، دستخطی، وصیتی، شِکوهای، شکایتی یا ابراز علاقهای به کسی یا چیزی پیدا نکرد.یک روز در خبرها خواند که «بستگان کسی که مُرده، با شرایطی میتوانند به ایمیلش دسترسی پیدا کنند». مد...

    ادامه مطلب
  • صبح جمعه با گوشه: در جهان صدايی زيباتر از صدای او نيست

  • نیلوبلاگ

    يک شب هلن پرسيد: اين چيست؟يک قفس.يک قفس؟بله.به چه درد میخورَد؟آن را پُر از پرنده میکنی. هر چه بيشتر، و روزی که اتفاق سعادتآميزی برايت اُفتاد، درش را باز میکنی. باز ِ باز، و پرواز آنها را نظاره میکنی. آهنگهای صبحجمعهبا گوشه شماره ۲۲۷ رادر ساوندکلاد گوشه بشنوید: تیتر و نوشته از کتاب »ابريشم» ...

    ادامه مطلب
  • زَن: یک روایت خودمانی

  • نیلوبلاگ

    ناتالی انجیِـر Natalie Angier نویسندهٔ کتاب «زن: یک روایت خودمانی» آن را کتابی شخصی در ستایش بدن زن، آناتومی، شیمی و تکامل (فرگشت) آن، با کمی چاشنی طنز، معرفی کرده است. خانم انجیِـر نویسنده مطالب علمیست اما از زبان علمی و پیچیدهای در متن این کتاب استفاده نکرده و در نوزده بخش کتاب، مطالب پزشکی و زی...

    ادامه مطلب